أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
12
قانون ( فارسى )
آتش : جسمى است ساده و داراى سبكى مطلق . موضع طبيعى آن بالاتر از همه عناصر است و در سطح مقعر آسمانى كه هستى و نيستى در آنجا پايان مىيابد جاى گرفته است . مزاج آتش گرم و خشك است و وجود آن در ميان موجودات براى پختن و نرم كردن و آميختن و در خود نفوذ دادن گوهر هوائى است كه بتواند سردى دو عنصر سنگين و سرد را بشكند و اين درهم شكستن سردى دو عنصر سرد به اين منظور است كه از حالت عنصرى به حالت مزاجى بازآيند . آب و خاك كه سنگينترند ، در پيدايش اندامها و ثبات آنها مددكارترند . آتش و هوا كه دو عنصر سبكترند ، در پيدايش و جنبش روانها و جنبش اندامها مؤثرترند ، گرچه جنبنده نخستين بدستور ايزد توانا همانا جان ( نفس ) « 27 » آدمى است . عناصر همينها بودند كه ذكر كرديم . تعليم سوم - در بيان مزاجها و آن در سه فصل است . فصل اول - مزاج گويم : مزاج « 28 » عبارت از چنان كيفيتى است كه از واكنش متقابل اجزاى ريز مواد متضاد بوجود مىآيد . در اين واكنش متقابل ، بخش زيادى از يك يا چند ماده با بخش زيادى از ماده يا مواد متخالف باهم مىآميزند ، برهم تاثير مىكنند و از اين آميزش كيفيت متشابهى حاصل مىشود كه آن را مزاج ناميدهاند . همچنانكه در بحث مربوط به اركان يادآور شديم ، قواى اوليه عناصر عبارتند از عنصر گرمى ، « 29 » سردى ، « 30 » ترى « 31 » و خشكى « 32 » و بيان شد كه مزاجها در اجسام كائنه فاسده
--> ( 27 ) - نفس جوهرى است كه ذاتا مستقل و در فعل نياز به ماده دارد و متعلق به اجساد و اجسام است و سرانجام جوهرى است مستقل قائم به ذات خود كه تعلق تدبيرى به ابدان دارد و يا جوهرى است غير مائت و در تصرف و تدبير نياز به جوهر روحانى ديگر دارد كه - روحانيت آن از نفس كمتر باشد و آن واسطه روح حيوانى است كه آن هم واسطه دارد كه قلب است . ( كتاب اسفار اربعه ، تأليف ملا صدرا ، جلد چهارم ، صفحه 55 ) . ( 28 ) - مزاج حالت فعاليت كل بدن يا اجزاء بدن است . گرمى و سردى را مىتوان حالت تجمع و تفرق انرژى و رطوبت و خشكى را بيانكنندهء حالاتى از ماده دانست . ( 29 و 30 ) - گرمى و سردى مزاج از اصول و مبناى علمى برخوردار است و ما در اينجا جهت روشن شدن موضوع ، شرح زير را مفيد مىدانيم : « از اول قرن بيستم پزشكان دانشمند اروپا دو موضوع را در دانش پزشكى مورد توجه